تولد حوریا توتولو

تولد تولد تولدت مبارک عشقم , قربونت برم من کوچولوی نازنازیم , ایشالله که صد و بیست ساله شی خوشگلم , برات بهترین ها رو آرزو می کنم و از خدا میخوام به هر چی که میخوای برسی البته در کنار من ;-) (K) (L)

امروز پنجمین سالرزو تولدت که در کنار همیم , حوری توتولوی من دیگه اون دختر ناز کوچولوی پانزده ساله نیست , دیگه یه خانوم خوشگل و نازنازیه بیست ساله شده , البته واسه من هنوز همون توتولوی مهربونی و برام هیچ فرقی نکردی , تنها چیزی که واسم عوض شده این که بیشتر از گذشته عاشقتم و دوست دارم .

با همه ی وجودم عاشقانه دوست دارم و برات میمیرم , یه تار موی تو رو با همه ی دخترای دنیا عوض نمی کنم , تو یکی یه دوونه ی منی و مال من میمونی (L) (K)

هدیه اتم فردا بهت میدم عزیزم , البته خودت میدونی که چیه , قابلتو نداره , بهترینمی تو (K)

تــــــــــــــــــــــــــــولــــــــــدت مـــــــــــــــبارکــــــــــــــ با هزار تا بوس آبدار  (K) (L) (F)

گنجیشک اوچولو

گنجیشک اوچولوی من کیه !؟ :-D

طبیعتا کسی نیست جز همون جوجه تیغی کوچولوی خودم , دلم خیلی برات تنگ شده حوری کوچولو , هر چی از احساسم در مورد تو بگم واقعا کم گفتم , اگه می بینی این همه دوست دارم بخاطر این خودت خیلی خوب و دوستداشتنی هستی , بینهایت دوســـــت دارم (L)

بالاخره هدیه ی قبولی جوجه تیغی تو دانشگاه رو گرفتیم براش , من و خودش خریدیمش , حالا حدس بزنید چیه ؟

.

.

.

گلکسی اس تری , مبارکت باشه عزیزم , ایشالله همیشه همین طوری موفق باشی تو زندگیت , اگه این ترم درساتو با نمره ی خوب پاس کنی بازم جایزه ی خوب پیش سروشی داری , قبلا هم که قولشو بهت دادم , پس خوب درساتو بخوون عزیزم .

خوشحال کردن حوریا همیشه برام لذت بخش بوده و هست , قربون صدای با مزه و قشنگت برم که وقتی میخندی , قند تو دلم آب میشه (K)

داریم به سالگرد مریض شدنم نزدیک میشیم , انگار هر چی که بزرگتر میشیم عمرمون زودتر میگذره , واقعا داره یکسال میشه !؟

هیچ وقت یادم نمیره حوری کوچولو چه قد برام گریه کرد , عزیز دلم , با اینکه پنج سال که با همیم اما اگه کوچیکترین چیزیم بشه مثه کوچولوها میشینه گریه می کنه , برای همه ی این مهربونیاش که خیلی دوسش دارم و عاشقشم (L)

دوســــــــــــــــــــت دارم :-)

دختر پررو

بعد از یه مدت نسبتا زیادی بالاخره اومدم یه چیزی بنویسم , از همه ی دوستانی که لطف کردن و کامنت گذاشتن ممنونم خصوصا از دوستان قدیمی و همیشگی …

خیلی وقت یه موضوعی برام جالب شده و اونم این که چرا بعضی از پسرهای آویزون این قد به دخترها تو اینترنت بها میدن و بیخودی اعتماد به نفسشونو بالا میبرن , اعتماد به نفسی که دخترها تو محیط مجازی میگیرن , صد تا عمل جراحی و این چیزا بهشون نمیده ! از پسرای عزیز خواهشمندیم این قد دخترها رو پُررو نکنن و بهشون بها ندن . نتیجه ی رفتار امثال شماست که باعث شده این قد یهتون کم محلی می کنن و خودشونو براتون میگیرن خصوصا تو فیس بوق و این قبیل محیط های اجتماعی ! وقتی اعتماد به نفس دخترا بالا میره دیگه که می تونه اینا رو سر جاشون بنشونه !!! نتیجه اینکه پسرای خوبی باشید و این قد به اینا رو ندین :-D

صرف نظر از این موضوع یه مدت همین طوری دارم بد شانسی میارم و روزهای بدی رو پشت سر میذارم , فعلا نمی تونم در موردش چیزی بنویسم چون حالت خصوصی داره , شاید یه زمانی در موردش صحبت کنم , امیدوارم همه چی به خوبی تموم شه ;-(

جوجه تیغیم حالش خوبه و یه مدت این قد غرغر میکنه که اعصاب برام نذاشته , بیچاره اونایی که ازدواج کردن ! از دست زناشون چی میکشن , امروز اولین نمرشو تو دانشگاه دادن و خودم رفتم براش نگاه کردم , برای شروع بد نیست و امیدوارم یکم بیشتر تلاش کنه و بتونه نمرههای بهتری بگیره .

یه تصمیم هم گرفتم و اون که میخوام برم بدنسازی !!!!!!!! سر پیری و معرکه گیری به این میگنا , خانوم کوچولو میگه شکمتو شش تیکه کن :-S
نمیدونم چه قد وقت میبره اما بدم نمیاد که یکم بیشتر به خودم برسم و از این حالت یکنواختی بیام بیرون , تابستون که خیلی خوب ورزش کردم و راضیم , تو فصول سرد ورزش کردن خیلی مزه نمیده اما یک ماه موقتا میرم تا ببینم چی میشه .

برام دعا کنین همه چی خوب پیش بره (F)

بی قراری

یه مدت زیادی چیزی ننوشتم , دلم برای هفت دقیقه و دوستای خوبی که اینجا دارم خیلی تنگ شده بود , خوشحالم که دوباره فرصتی برای نوشتن پیدا شد .

این مدت اتفاق خاصی نیوفتاد و همه چی مثه گذشته در جریان بود اما می تونم بگم روزهای خوبی رو سپری می کنم البته اگه کمتر برای خودم دردسر درست کنم ! البته این مشغولیتها بیشتر جنبه ی سرگرمی داره و خیلی تو زندگیم موثر نیست اما گاهی خیلی درگیرشون میشم .

نمره های ترم تابستون اومد و با اینکه می تونم بگم اصلا زحمتی نکشیدم اما از نتیجه راضیم , قبلا فکر نمی کردم نمره گرفتن این قد آسون باشه و خودمو چند سال جا انداختم اما تو این سه ترم + دو ترم تابستون خیلی جلو افتادم . البته خیلی زحمت کشیدم تو این چند ترم , هر چند که ترم زمستون پارسال اون بلا سرم اومد و خیلی ذهنتیم عوض شد اما سعی کردم دیگه به اون مسائل فکر نکنم و درسامو خوب بخوونم . انتخاب واحد ترم جدید همین بامداد امروز تو زمان حذف و اضافه تموم شد و نوزده واحد خیلی خیلی سخت دارم که همشون جزء دروس سخت و اصلی محسوب میشن و اصلا وقتی برای تنبلی کردن ندارم هر چند که با روزی دو ساعت درس خوندن میشه بهترین نتیجه رو گرفت و بیست و دو ساعت بقیه رو تنبلی کرد ! از همین امروز هم دوباره کلاس رفتن و سایر مشکلاتش شروع میشه هر چند که از تو خونه بودن و بیکاری خیلی بهتر اما این بهتر بودن زمانیه که اجازه ندی درسات رو هم جمع بشن .

جوجه تیغیم الان که من دارم می نویسم تو دانشگاه و سر کلاس نشسته , انشالله که روزهای خوبی رو داشته باشی عزیز دل سروشی . یکی دو ماه پیش برای حوری جوونم خواستگار اومده ! اونم کی !؟ یه فوتبالیست , نسبتا سرشناسم هست و تو یکی از تیم های لیگ برتر بازی می کنه , یه جورایی آشناشون محسوب میشه و از طریق یه واسطه این جریان شکل گرفته ! من که بهش میگم عزیزم برو خوشبخت زندگی کن , طرف پول پارو می کنه ! هر چند که حوری من به این چیزا نیازی نداره اما من دوس دارم راحت و تو آرامش زندگی کنه , پاشو کرده تو یه کفش که سروشی میخواد :-D

سروشی فدات شه , قربون اون دستای مهربونت برم که کلی میوه برام جمع کردی و آوردی , کوچولو موچولو چند روز پیش اندازه ی ده کیلو ! میوه از تو باغشون برام چیده و آورده , وای تو بهترینی حوری جوونم , خیلی ناراحتم که این قد خودتو اذیت کردی برای اینکه منو خوشحال کنی . تو عشق همیگشی منی , با همه ی وجودم عاشقتم و دوست دارم (L)

صرف نظر از اون گوشی تصمیم داشتم یه ست لوازم تحریر به عنوان هدیه برای دانشگاه به عزیزم بدم اما نذاشت , راستش خیلی دوست داشتم این کار رو انجام بدم اما اساسی ضد حال خوردم , چیکار کنم این خانوم کوچولو همیشه به فکر من اما عزیزم همینجا دارم بهت میگم یه بار دیگه تو کارم نه بیاری من میدونم با تو ;-)

دیگه اینکه سبک موسیقیمو تقریبا بعد از چهار سال عوض کردم و الان بیشتر دوم و بلک گوش میدم , شاید الان با روحیاتم بیشتر هم خوونی دارن و یه جورایی ازشون لذت میبرم . دوران پیری بالاخره روحیات آدم عوض میشه  (N)

جوجو کوچولوی من

بعد از یه مدت نسبتا طولانی اومدم یه مطلب بنویسم , دلم برای اینجا تنگ شده بود …

یه مدت درگیر امتحانات بودم و نتونستم بیام , هنوز نتایج نیومده و امیدوارم همه رو پاس کنم ! چند هفته پیش تولدم بود و البته اولین بار بود که کسی تو وبم تولدمو تبریک نگفت ! پارسال با اینکه بازم برای تولدم نبودم با این حال یه چند نفری یادشون بود و تبریک گفتن ! عیب نداره آدما زود فراموش میشن ! :-(

پیر شدم , دیگه باید دنبال یه شعر برای سنگ قبرم بگردم ! شما هم اگه پیشنهادی دارید ممنون میشم بهم بگید !

خبر خوب اینکه جوجه تیغی مهندسی پزشکی قبول شده و انشالله اگه امسال بذارن میره دانشگاه , پارسال که شهرسازی قبول شد اما نذاشتن بره ! وای اون روزی که رفته بود دانشگاه که ثبت نام کنه هیچ وقت یادم نمیره , چه قد صداش شاد بود , تو این چند سال جزء معدود دفعاتی بود که این قد شاد می دیدمش , کوچولوی نازم ایشالله همیشه شاد باشی . چند روز رفته مسافرت و نتونستم باهاش حرف بزنم ! مثلا قرار بود نتیجه ی قبولیش تو دانشگاه رو من بهش بدم اما از اونجایی که تا چهار ظهر خواب بودم , نتونستم این خبر خوبو من بهش بدم و خودش رفته بود نگاه کرده بود ! هنوز ناراحتم که چرا خواب موندم آخه شبش تا صبح بیدار بودم و یه جورایی بیهوش بودم !

جوجه تیغی منو ببخش که نشد خودم این خبر رو بهت بدم , اما یه هدیه ی خوب پیشم داری و خودتم میدونی چیه ;-)

قرار یه گوشی خوشگل موشگل از همینایی که خودم یکی دو ماه پیش خریدم براش هدیه بگیرم ! البته قرارمون این که نصف نصف بخریمش , اگه خودم می تونستم حتما براش میگرفتمش اما متاسفانه هر روز داره گرونتر میشه ! من خریدمش هشتصد و بیست تومن اما الان شده یک و خورده ایی ! اما با این حال من به اسم خودم تمومش می کنم :-D

پیشاپیش مبارکت باشه همه ی وجودم , این جوجه تیغی عشق من , وای این قد دوسش دارم که فقط خدا میدونه . یه مدت تازه فهمیدم که من و جوجه تیغی چه قد بهم شبیه هستیم , خصوصیات اخلاقی و رفتارمون خیلی خیلی بهم شبیه و شاید دلیل اینکه این قد خوب همو درک می کنیم همین موضوع باشه . دلم براش یه دره شده , کاش زودتر برگرده پیشم . خیلی دوسش دارم , قد همه ی این دنیایی که معلوم نیست تا کجا ادامه داره .

یکم خسته ام وگرنه دوس داشتم بیشتر بنویسم , دوســـــــــــــــــــــــــــت دارم حوری خانوم من (K) (L)

چهار سال تموم شد

چهار سال پیش تو روز بیست و یک مرداد با کسی آشنا شدم که خیلی چیزها رو بهم داد , خیلی ناراحتم که گاهی میخواستم یه جایگزین براش پیدا کنم و فکر می کردم دیگه به آخر راه رسیدیم اما متوجه شدم که حوریا کوچولوی من یه آدم منحصر به فرد و هیچکس نمی تونه مثه اون باشه . دیگه نمیخوام هیچ وقت به کسی جز حوریا فکر کنم و تو ذهنم این تداعی بشه که شاید بهتر از حوریا هم ممکن پیدا بشه .

البته این فکرها و حرفا فقط تو مواقعی برام پیش میومد که دیگران اعصابمو بهم می ریختن وگرنه حوریا هیچ وقت از هیچ نظر برای من کم نذاشته و کم نمیذاره …

از فردا پنجمین سال با هم بودنمون شروع میشه و مطمئنم که رابطمون خیلی قشنگتر از این چهار سالی که گذشت میشه , حوریا خیلی دوست دارم بهترینم (L)

همه چی تعطیل

قبل از اینکه چیزی بنویسم میخوام یه تشکر اساسی از محسن غیاثی کنم , کارای انتقال هفت دقیقه به سرور جدید و ست کردن دامین رو ایشون برام انجام دادن و خدا رو شکر همه چی رو مثه قبل رو به راه کردن . متاسفانه کاری جز همین تشکر خشک و خالی ازم بر نمیاد , منو همیشه شرمنده ی خودشون کردن , انشالله که بتونم جبران کنم .

میری موبایل بخری طرف میخواد یه گوشی دست دوم رو به اسم گوشی نو بهت قالب کنه ! انگار من نوعی دزدی می کنم یا پولمو از سر راه میارم که میخواد همچین کلاهی سرم بذاره , گیرم که موفق هم شدی , گوشی که خریدی چهارصد تومن به من دادیش هشتصد تومن , اون موقع تو فکر می کنی بچه هایی که با این پولا بزرگ میشن آدمای سالمی از آب در میان ؟

میره گوشی بیاره نشون بده که بخرمش اما می بینی روش اس ام اس و میسکال و این چیزا هست , فکر کنم از دستش در رفته بود ! وگرنه همونو مینداخت بهم , رو جعبه ی گوشی نوشته اگه پلمپش باز شد اصلا قبولش نکن اما نمیدونن اینجا قطعات جانبی وسایل الکترونیکی رو در میارن و ازش کش میرن که بعدا همونو بهت بفروشن یا وسایلشو با وسایل دیگه ایی عوض می کنن و بهت میندازنش که این پول حرومو ببرن خونشون ! بعد به خودشونم میگن زرنگ , در حالی که یه دزد و خدا میدونه چه سرنوشتی براشون رقم میخوره. فلان کارمند با درآمد ماهی چند صد هزار تومن میخواد یه وسیله رو با هزار بدبختی بخره اما تو شارلاتان سرش کلاه میذاری که پول رو پول انبار کنی اما اون بیچاره برای خریدن همین وسیله شاید چند سال با خودش کلنجار رفته و بالاخره تصمیم گرفته اینو بخره اما …

اما تو نامرد سرش کلاه میذاری , چرا ؟ میخوای به چی و کجا برسی ؟

میری دل یه پسر یا دختر رو بدست بیاری که ازش سوء استفاده کنی , حالا هر کاری که تو ذهن پلیدت میگذره اما نمی فهمی داری چه بلایی سر اون میاری , به قول خودت براش تور پهن کردی و مخشو زدی , به خودتم افتخار می کنی اما سرانجام این کار چیه ؟ واقعا زندگی همین ؟ بیای بدزدی , این و اونو فریب بدی , بهشون دروغ بگی و گناه کنی و بری دنبال زندگیت ؟

میری تو فیس بوق یا جاهای دیگه وقتی یه عکس از یه بیمار یا معلول یا هر فردی که مشکل داره اونجا میذارن , لایکش می کنی و دلت براش میسوزه , عکس چند هزار تا لایک میخوره و براشون دلسوزی می کنی اما وقتی همون آدمو تو خیابون می بینی نمیری دستشو بگیری و کمکش کنی , وقتی یه بیچاره رو می بینی اصلا کمکش نمی کنی , حاضر نیست چند صد تومان بهش کمک کنی اما میای تو خونت میشینی و براش دلسوزی می کنی .

میری تو وبلاگت حرفای عاشقانه میزنی و از خیانت و فریبکاری ابزار نفرت می کنی اما یادت رفته تو خودت همونی هستی که دل خیلیا رو شکوندی اما وقتی اینجایی همه چی یادت میره! تو همون آدم بدیه اما فراموش کردی , فقط متظاهری ! فقط و فقط حرف میزنی تو اصلا انسان نیستی . تو همونی که فقط خودتو و هدفای خودتو می بینی اما یادت میره که کی هستی .

خوب نیستی , داری میمری , غم داری , نگرانی اما وقتی میخوای بری بیمارستان یا هر جایی که بهت کمک کنن تا پولشو ندی بهت نگاه نمی کنن ! یه بنده خدایی داشت میمرد و با عجله برده بودنش درمونگاه به همون خدایی که می پرستیم قسم برای اینکه پانصد تا تک تومنی کم داشتن طرفو نمی بردن تو ! خدا نکنه یه بلایی سرت بیاد و زمین گیر بشی اون موقع می فهمی که برادر و خواهرتم یه لیوان آب دستت نمیدن …

تو همونی هستی که وقتی مادرت مُرده , شب فوتش سر ارث و میراث دعوا راه میندازی و یقه ی بقیه رو میگیری , کدوم احساس و عاطفه ؟ مادر کیه ؟ پدر کیه ؟ پول بدین بریزم تو شکمم ! میخوام خودمو بترکونم . اما همین استاد دانشگاه و میخواد دانشجو تربیت کنه ! آدمی که اخلاقایت نداره , اگه از بالاترین سطح دانش هم برخوردار باشه به هیچ دردی نمیخوره . تو همون نامردی هستی که نمیخوام بگم چه آشغالی هستی اما یه روز انتقامشو ازت میگیرم شاید به زودی …

بوی تعفن این کثافت کاریا بالاخره خودتو خفه می کنه , کاش میشد مثه آدم زندگی کنیم , اینو اول به خودم میگم …

بزرگ نمایی

این روزها یکم تو رفتار اطرافیانم دقت می کنم و به این نتیجه رسیدم که اینا چه قد سعی میکنن خودشونو بکشن بالا و بگن کسی هستن !

تظاهر و فریبکاری تا کی ؟ اگه کسیم هستین واسه خودتون هستین , چرا میاین جلوی من این اداها رو در میارین آخه ! انگار با من مسابقه گذاشتن , اسمشونم گذاشتن رفیق و دوست و این چیزا …

خودشونو تیکه پاره کردن که رقابت کنن , والا من با کسی رقابت نداشتم و ندارم اما نمیفهمم اینا چرا این طوری می کنن . عرضه ندارن به من چه ربطی داره ! عرضه دارین برین واسه خودتون بهترینشو پیدا کنین ! نمی تونن , کم میارن , عرضه ندارن , میخوان یه جور دیگه خودشون خالی کنن . من که اهمیتی نمیدم , امیدوارم اونا بهترشو پیدا کنن …

بیخیال این عقده ایی ها ! یه مشت ندید بدید , دختر ندیده !

زیاد نمیخوام صحبت کنم چون خیلی رو به راه نیستم , این آهنگ تقدیم به کسی که خیلی دوسش دارم . میدونم این سبک ها رو خیلی دوس داره , تو مایه های دنس و شاید الکترونیک باشه (یکم) کلا سبک این گروه دیس-کو و این چیزاست . آهنگشو خیلی دوس دارم اگه تونستید حتما دانلودش کنید …

دانلود

کلافه

این چند روز اخیر خیلی کلافه ام , حسابی درگیر کارهای مختلفم و اصلا وقت اضافی گیر نمیاد , صبح ها تا ظهر که کلاس دارم اونم تو این گرمای دیوونه کننده ! خیلی سخت میگذره اما ارزششو داره , انشالله با نمره های خوب هر شش واحد رو پاس می کنم …

یکی از دوستام پیشنهاد کار بهم داد البته خیلی اصرار داشت که باشم اما خودش بهتر میدونه که فعلا نمی تونم گرفتار کار و این چیزها بشم البته کارش تو شمال حالا اگه همینجا و یا این نزدیکی ها بود میشد در موردش فکر کرد اما نمی تونم خونوادمو تنها بذارم و برم یه شهر دیگه. خدا رو شکر چند تا دوست خوب دارم که همشون کارهای خوب بر میدارن و میشه واسه کار روشون حساب کرد , خصوصا همین دوستم که خیلی با هم صمیمی هستیم و قبولش دارم . اتفاقا امروز بعد از یک ماه و خورده ایی دیدمش , خیلی خوشحالم کرد …

تو آزمایشگاه بودم که اس ام اس داد , گفتم کلاسم یک ساعت دیگه تموم میشه و فکر کردم حتما رفته خوونه اما وقتی اومدم بیرون منتظرم بود و شوکه شدم که دیدمش و انرژی مثبت خیلی زیادی گرفتم . چند ساعتی با هم بودیم و یکم گشتیم و از هم جدا شدیم . خیلی دوست خوبیه و می تونم بگم بهترین دوستی که تو همه ی عمرم داشتم .

دلیل ور شکسته شدن شرکت نوکیا برام کاملا روشن شده و بهترین اسمارت فونش که شاید لومیا نهصد بود این از آب در اومد ! تصمیم گرفتم یه گوشی بهتر بگیرم , یا یه مدل از اچ تی سی میگیرم و یا سامسونگ اما تا شنبه باید اینکار رو انجام بدم , دیگه خسته شدم . مایکروسافت ویندوز برای موبایل اصلا به دل من ننشست . تا خودت امتحان نکنی واقعا دستت نمیاد که چی بهتر !

یادم رفت بگم که امروز در آستانه ی رکورد زنی بودم , دختر اومده مثلا مخ منو بزنه !!! با دوستم تو پاساژ بودیم که موبایل و این چیزها ببینیم و اون رفته بود تو یکی از مغازه ها که یه دختر اومد حرفو با من شروع کنه و در مورد گوشی ها ازم پرسید و منم جوابشو دادم , بعد پیشنهاد داد که بیشتر آشنا بشیم , خیلی بچه سال به نظر میومد , بهش گفتم چند سالتون !؟ گفت چهارده !!!!!!!!! :-S

حالا همینمون مونده که بشینیم بچه بزرگ کنیم , بهش گفتم نامزد دارم و حلقه ی دست چپمو نشون دادم و خدافظی کرد ! حالا من همیشه چند تا حلقه تو انگشتام پیدا میشه و اگه نندازم اصلا نمی تونم برم بیرون , تو این چند سال اخیر فقط دو بار یادم رفته که حلقه دستم نکنم که اونم دپرس بودم و اصلا نمیدونستم داشتم چیکار می کردم , خیلی باید داغون باشم که این موضوع یادم بره …

من یکیو در حال حاضر دوس دارم که اونم عسلی خودم , با اینکه اون ازم دور شده اما چیکار کنم که دوسش دارم !؟ با اینکه میدونم داشتنش از هر چیزی سختر اما دوس دارم برای رسیدن بهش تلاش کنم ! اما وقتی یاد حرفا و رفتاراش میوفتم , پشیمون میشم که واقعا دارم خودمو فریب میدم یا نه ! بهر حال اون یه کارایی کرد که منو تو شک انداخت که شاید اصلا دارم کار بیهوده می کنم و بیخودی درگیرش شدم . اما دوسش دارم و میخوام تا همیشه واسه خودم باشه …

یه مدت از نت فراری شدم و احساس پیری می کنم ! یه جایی هست که من بعضی شبا میرم که آهنگ راک و متال پخش می کنیم و در مورد آهنگها و سبک ها بحث می کنیم , بچه ی پانزده ساله میاد آهنگ متالیکا میذاره و کل کل می کنه ! یکی نیست بهش بگه عمو جوون تو وقتی هنوز دنیا نیومده بودی من کارای متالیکا رو تو ده سالگی با ضبط و پخش کاست خور استاد کردم بعد تو فینگیلی اومدی با من جر و بحث می کنی ! هنوز کاستاشونو دارم , یادش بخیر عجب روزایی بود ! برم زودتر زن بگیرم که یکم احساس بزرگی کنم , عجب زمونه ایی شده به خدا !

خیلی صحبت کردم , این آهنگ تقدیم به همه ی کسایی که انسان هستن و به هم نوعانشون احترام میذارن . سبکش پاپ و تو مایه های مدیتیشن و ریلکسیشن ! وقتی که دلم میگیره کار این گروه رو زیاد گوش میدم , این آهنگو اگه تونستید حتما دانلود کنید , یه جاهاییش از ساز ایرانی هم استفاده کردن که خیلی به این اثرشون جذابیت و دلنشینی داده …

دانلود

بازم هک شدم

چند روز پیش دوباره این هفت دقیقه ی کوچولو که چند روز دیگه تولد دو سالگیش هک شده بود و منم بعد از چند روز متوجه شدم که چه بلایی سرش آوردن , جریان هم این بود , هر لینکی از آدرس سایت باز میشد ریدایرکت میشد رو سایت گوگول و یا سایت های تبلیغاتی دیگه , امکان کامنت گذاشتن و هیچ چیز دیگه ایی هم نبود …

منم که اصلا سر در نمیارم از این چیزها , مثه همیشه مزاحم محسن غیاثی عزیز شدم و ایشونم واقعا خیلی زحمت کشیدن و اصلا نمیدونم چطوری ازشون تشکر کنم , هر کسی حاضر نیست برای دیگران وقت بذاره و مشکلشونو حل کنه اما تو این دو سال محسن عزیز رفاقتشو همیشه ثابت کرده و منو شرمنده کرده , نمیدونم چی باید گفت اما بی نهایت ازش ممنونم و امیدوارم یه روزی برسه که بتونم این لطف ها رو جبران کنم (L)

مشکلش فعلا حل شده اما برای اینکه صد در صد حل بشه باید سرورش عوض بشه که انشالله به زودی این اتفاق هم میافته و دیگه مشکلی نخواهد بود …

صفحه 1 از 1112345...10...صفحات قبلی »