پاک کردن مطالب

هفت مطلب آخریو که نوشته بودم پاک کردم , احساس کردم شاید یه روزی از خوندن این نوشته ها خجالت بکشم و اعصابم خراب بشه ! از طرفی بودن و نبودن این نوشته ها تاثیری روی زندگیم نداره پس نبودنشون بهتر از بودنشون …

امروز هوا خیلی گرم یا شایدم من اینطوری احساس میکنم , از گرما متنفرم چون خیلی کلافم میکنه , ولی هوای گرم و روزای بلندو به هوای سرد با روزهای کوتاه ترجیح میدم , یه حس نشاط و سرزندگی بهم دست میده و جنب و جوش و فعالیت درونم زنده میشه , کاش میشد همیشه همه چی طبق میل و خواست ما پیش بره اما حیف که اکثر مواقع برعکس این موضوع اتفاق میوفته یا شایدم توقع و انتظار ما بیشتر از حقیقت زندگیمون …

از امروز تصمیم گرفتم یه مدت طولانی تنها باشم , تنهای تنها ! همه برنامه های ارتباطیو پاک کردم , موبایلمم خاموش میکنم و بیخیال خیلی چیزا میشم , میخوام بعد از مدتها و شایدم سالهای طولانی با خودم خلوت کنم و یه چیزاییو برای خودم روشن کنم ! شاید حضور بقیه نمیذاشته خیلی از نکات تاریک و پنهانم برای خودم روشن بشه , اینطوری به صلاح …

◀◀◀ آریانا ممنون که کامنت گذاشتی شاید باورت نشه که دو سه روز پیش خیلی ناخواسته به یادت افتادم و امروز بعد از سالها که برام کامنت گذاشتی خیلی خوشحال شدم که خووبی , در جواب سوالت باید بگم آره اون رابطه سالهاست که تموم شده …

◀◀◀ احتمالا یه مدت طولانی نباشم , کلا میخوام با اینترنتم قطع رابطه کنم ! برام آرزوهای خوب داشته باشید  (L)

◀◀◀ آهنگ کوتاهی رو براتون میذارم که اگه خواستید دانلودش کنید ! دانلودددد

◀◀◀ خب دیگه من رفتم فعلا  (L)

من و دندونپزشکی

از قدیم الایام (کاملا عربی شد) از بچه ها میپرسیدن پسرم/دخترم بعدا که بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی ؟ اکثرا دکتر , معمولا خلبان و به ندرت پلیس و سایر چیزها ! حالا موضوع حرفم در مورد گزینه اول یعنی دکتر (پزشک) 

این بچه های پنج شش ساله کم کم بزرگ شدن و یه عدشون رفتن رشته تجربی که برای به اصطلاح دکتر شدن تو یه رقابت علمی دور هم گرد بیان و سطح سواد خودشونو محک بزنن ! قبل از رسیدن به زمان کنکور خانواده و اطرافیان تمام تلاش خودشونو به کار بستن که این اساتید بتونن موقع آزمون عملکرد خوبی داشته باشن , از بس طرفو به غذاهای رنگارنگ و این چیزا بستن بنده خدا توانایی حرکتشو از دست داده و به یه بشکه تبدیل شده ! موندم چطوری خون به مغزش میرسیده که درس بخونه ! یه عده هم جوایز مختلف نقدی و غیر نقدی برای حضرات در نظر گرفتن که بهتر درس بخونن ! بخوون پسرم/دخترم فردا دکتر میشی پول پارو میکنی ! بخون عسل بابا فردا خانوم دکتر میشی ! بخون آبنبات مامان فردا آقای دکتر میشی و دخترا میوفتن دنبالت ! خلاصه خیلی وارد جزییات نمیشم اما تلاش میشه با تحریک انواع غرایز و احساسات این دوست عزیز ترغیب به تلاش بیشتر بشه که یه دکتر تحویل جامعه بشه ! از کلاسای مختلف و هزینه های هنگفت و این چیزا دیگه حرفی نمیزنم چون خودتون بهتر از من در جریانش هستید ! خلاصه ما فرضو بر این میگیریم که این طفل معصوم پزشکی قبول میشه! خلاصه بزن و بکوب و بشکن بشکن زنان یه مراسم خیلی بزرگ تهیه میبینن که پسرمون/دخترمون دکتر شده و قرار پول پارو کنه ! بازم فرضو بر این میگیریم که این دوستمون درسشم تموم شد و دکتر شد بعد میبینه نه بابا خبریم نیست برای رسیدن به پول بیشتر باید مدرک بالاتری داشته باشه مثلا تخصصی چیزی اینطوری که نمیشه پول خوبی در آورد ! خلاصه عزیز دل بابا با کلی سعی و تلاش و راه های مختلف به مدارج عالی میرسه و دیگه وقتش بره پول پارو کنه ! ویزیت , زیرمیزی , آزمایش و جراحی و تدریس و غیره از اون نوگل بابا یه ثروتمند تمام عیار میسازه که کمر همت برای پول پارو کردن بسته ! 

همه حرفم این بود که وقتی طرز فکر یک پزشک از اول کسب درآمد بوده به نظرتون اون شخص میتونه یه دکتر موفق باشه !؟ درسته هدف همه شغل ها رسیدن به پول اما واقعا نباید وضعیت دکترها و پزشک های ما این باشه ! همش پول پول پول ! بابا اونی که میاد پیش تو یه مشکلی داره که زندگی خودشو بقیه خونوادش کوفتشون شده بعد تو به فکر پول درآوردنی ! رفتارهای نامناسب , برخوردهای غلط , بی تفاوتی , انگار نه انگار پزشکی شغل مقدس و قابل احترامی , کاش صافی غلیظ تر و قویتری برای پزشک شدن وجود داشت و هر کسی نمیتونست وارد این رشته بشه ! از ته دلم آرزو میکنم که هیچکسی واقعا هیچکسی سر و کارش به این قشر دلسوز و زحمتکش نیوفته چون فاتحش خونده ست !

حرفای بی ربط زیاد نوشتم یکم دلم پر بود ! چند روز پیش برای روکش کردن رفتم دندونپزشکی ! قبل از هر حرکتی منشی محترم گفت آقای فلانی هزینه روکشتون چهارصد تومن میشه ! هنوز نفسم سرجاش نیومده بود گفتم مشکلی نیست (حالا الکی) پرسیدم چند جلسه کار میبره گفت دو جلسه گفتم نصفشو الان میدم نصفشو پایان کار ! (اصل معامله !) داخل مطب شدم برام بیحسی زد که چه قدم درد داشت ! خلاصه با دهان پر خون اومدم بیرون! زمان زیادی نگذشته بود و فک کنم هنوز کاملا بیحس نشده بود که صدام کردن ! دوباره رفتم تو و نشستم , دکتر با مته و دریل این چیزاش افتاد جوونم ! عجب دود و دمی راه انداخته بود کم مونده بود خفه بشم ! خلاصه یکم که گذشت دو تا سوزن به چه درازی کرد تو لثم که دردشو با تمام وجود احساس کردم ! اینقد درد داشت که پاهام ناخودآگاه تکون میخوردن ! یاد اینایی افتادم که میخوان جوون بدن چون دقیقا همون حالت برام تداعی شد ! طرف داره میبینه من اون زیر درد دارم انگار نه انگار بازم سوزن میکنه اون تو ! کشته مرده این همه احساسات لطیف انسانیش شدم … 

سوزنکاریش که تموم شد چند تا خمیر رنگارنگ آورد کرد تو دهانم اینقد فشار میداد کم مونده بود دهنم پاره بشه ! یکی نیست بگه دوست عزیز آدم این زیر نشسته یکم ملایمتر , چند بار خمیرکاریشو تکرار کرد بعد از تقریبا بیست دقیقه کارش تموم شد و گفت دهانتو بشور , همینطوری خون بود که میومد ! مگه بند میومد ! از اونجا اومدم بیرون هنوز خونریزیش ادامه داشت , فک کنم تا یک ساعت خونریزی داشت ! نمیدونم چه بلایی سرم آورده بود ! خلاصه اینکه فردا باید دوباره برم خواستم دعایی چیزی بلدید برام بخونید که زنده برگردم , اگه دیگه ازم خبری نشد بدونید کارم تموم شده ! 

 ◀ من تو جایگاهی نیستم که بخوام کسیو نصحیت کنم , حرفایی که نوشتم صرفا درد دل بود!

◀◀ درسته اکثریت قریب به اتفاق دوستان پولکی هستن اما بدون شک پزشکی که برای پول کار نکنه پیدا میشه ! 

◀◀◀ بهترین وقت برای همه بیماران و مریض ها دعا کنیم و از خدا بخوایم که هیچکس به هیچ درد و مرضی دچار نشه و همه پزشکان و پرستاران بیکار بشن ! الهی آمین ! خدایا به همه سلامتی بده , ایشالله …

◀◀◀◀ خیلی حرف داشتم که بنویسم اما یکم پراکنده شد امیدوارم بعدا کاملترشو بنویسم…

◀◀◀◀◀ نوبتیم که باشه نوبت آهنگ مرتبط با موضوع ! اسم آهنگ این زخم های مرا پاک کن! حتما دانلودش کنید

دانلود

کات کردن

این اواخر این قد باهام کات و آشتی و قهر و دعوا کردن دیدم بد نیست یکم در مورد طرق و روش های کات کردن دخترا بنویسم , برای اینکه بخوایم خیلی بهتر و علمیتر کات کردن رو بررسی کنیم بهتر به قبل برگردیم , اگه گفتید نکته مهم تو روش کات کردن چیه مشخص از تجربه خوبی برخوردارید , فک کردید ؟

برای اینکه خیلی به خودتون زحمت ندید جوابشو میگم , جواب درجه دوست داشتن , یعنی هر چی غلظت و شدت علاقه طرف بیشتر باشه نوع کات کردنش متفاوتر میشه البته چیزای دیگه هم به عنوان چاشنی بهش اضافه میشه مثلا اینکه دختر چه قد لجباز , لوس , خودخواه , نازنازو ! و  غیره باشه البته این چاشنیا زمانی اضافه میشن که شرط لازم یعنی درجه دوست داشتن زیاد , وجود داشته باشه وگرنه دیگه از این چیزا خبری نیست .

اینایی که میگم تجربه خودمن , جالبترین موردش که این اواخرم فک کنم خیلی مد شده این , دوستان میگن ما مریض شدیم و داریم میمیریم خلاصه ما رو حلال کن , اکثرا هم دچار س ر ط  ا ن خون یا ت و م و ر مغزی شدن ! حالا اینا چه کسایی هستن ؟ اینا همونایین که احتمالا با طرف قبلیشون دچار مشکل شدن و سرلجبازی با اون اومدن سراغ یک نفر دیگه و و قتی رابطشون با قبلی بهتر میشه میخوان تو رو از سر خودشون باز کنن و به انواع مریض شدنا رو میارن ! اگه به این مورد برخورد کردید بدونید بدجوری سر کار بودید ! خخخخخخ ! 

قدیمیترین و رایجترین و شاید محبوب ترین روش دخترا این که میگن ما داریم نامزد یا شوهر میکنیم !!!! یکی نیست بگه آخه کی میاد تو رو بگیره که اومدی ما رو فیلم میکنی ! دخترایی که به این روش دست میزنن معمولا کسایی هستن که فقط دنبال یه شناخت از طرفن و وقتی خوششون نمیاد به این حربه دست میزنن ! اگه با این موارد روبرو شدین بدونین اصلا خواستنی نیستین , متاسفم براتون ! 

یه مواردیم هست که دختر میره تمام راه های ارتباطیشو با پسر قطع میکنه و اینطوری کات میکنه ! راستش هنوز شناخت این موجودات برام یکم سخته و نمیتونم خیلی قاطعانه در موردشون نظر بدم اما احتمالا اینا رو بشه به چند دسته تقسیم کرد , برای اینکه کلی بررسی کنیم به دو دسته تقسیمشون میکنیم یا دوست داشته یا دوست نداشته ! اگه جز مورد اول باشی طرف واسه اینکه هیچی ازت نبینه و نشنوه و دلش برات تنگ نشه اینکارو میکنه , مورد دومم که خیلی فراگیرتر و احتمالا شما هم جز این دسته هستید این که خانوم چند ده مورد دوست پسر دارن و سیمکارت مختص شما رو خاموش کردن و یه سیمکارت دیگه گذاشتن روی یکی از گوشیاشون که اون گوشیم مختص شخص شما بوده اما متاسفانه الان دیگه وجود خارجی نداری برای طرف ! چرا ؟ چون با اون یکی خطاش و گوشیاش با بقیه مشغول , خیلی خیلی متاسفم براتون ! چون فقط یدکی بودین ! 

یکی از روش های دیگه که شاید اینم رایج باشه بهونه گیری , یه بهونه ایی ازت پیدا میکنه و میره ! مثلا اینکه چرا زنگ زدم جواب ندادی یا مثلا تو رو با یه دختر دیگه دیده ! یا هر چیزی که فکرشو کنی بالاخره یه بهونه پیدا میکنه و میره ! باید بگم اگه دچار این مورد شدی خیلی آدم خسته کننده ایی بودی که طرف از این روش برای دک کردنت استفاده کرده ! منظور از خسته کننده این که دیگه پدر طرفو درآوردی و فراریش دادی ! اگه جز این موردی (من معمولا جز این موردم) بدون خیلی آدم بی اعصاب و حوصله سربری هستی , یکم تو طرز حرف زدن و رفتارت تجدید نظر کن ! واسه خودم نمیگما برای شما میگم !

یه عده ایم هستن باهات حالا بهر دلیل کات میکنن اما گاهی دستشون میخوره و اشتباهی بهت زنگ میزنن ! یهو سر رات حاضر میشن و میبینیشون , یواشکی میان ببیننت ! با خطایی که نمیشناسی بهت زنگ میزنن ! خلاصه از اینکارا زیاد میکنن ! باید بگم دخترایی که اینکارا رو میکنن دختر نیستن که , فرشتن ! همین الان بهش زنگ بزن و یه جوری نازشو بکش و آشتی کن , قدر اینا رو باید دونست چون تو درجه دوست داشتن اینا میرن اون بالا قرار میگیرن ! اگه امثال اینا رو از دست بدید بعدا پشیمون میشید از ما گفتن ! اگه با این موارد برخورد داشتید بدونید خیلی کارتون درسته و خواستنی هستید بهتون تبریک میگم !

روشهای دیگه اییم بود که فعلا حس نوشتنشون نیست شاید تو فرصتای بعدی در موردشون بنویسم , ولی جدا از روشهای کات کردن و نوع آدمای کات کننده باید یه جای تاسفی برای شیوع بی وفایی و عدم پایبندی و روابط بی حد و مرز و آدمای مختلف و رنگارنگ و جورواجور خورد , بابا نکنید اینکارا رو ! تویی که الان تو چهارده سالگی کلت باد داره و فک میکنی چهار نفر میان عکساتو لایک میکنن و ازت تعریف و تمجید کنن خیلی تحفه هستی باید بگم نه تو هیچی نیستی ! یا دختر خانومی که تو فلان سن با صدجور جراحی و پروتز و تزریق صد تا کوفت و زهرمار شبیه نمیدونم چه جک و جونوری شدی و اومدی تو اینستاگرام میگی من مدلم ! نه خانوم از این خبرا نیست شما هم هیچی نیستی ! یا آقا پسری که صدجورد پروتئین و هورمون تزریق کردی و خوردی که یه شکمی تیکه کنی و یه عکسی بذاری که چهار نفر لایکت کنن ! نه عزیزم تو هم هیچی نیستی , حالا اگه همه اینکارا رو کردی و عکستم با برنامه دستکاری کردی باید بگم که تو اصلا هیچی هیچی نیستی برو ب م ی ر ! دقت کردید دخترا فقط از کلشون عکس میذارن واقعا دلیلش چیه ! طرف چهار وجبه ! یه مداد بیار یه هندونه بذار روش میشه خانوم :))))

حالا اگه جز این مورادید از من دلخور نشید بهر حال شنیدن و خوندن حقیقت تلخ ! خواستم اینو بگم از بند ظاهر و قیافه و لایک و فالور و این چیزا بیاید بیرون , ظاهر زیبا رو همه دوس دارن اما این زیباسازی زمانی مخرب میشه که برای آدم عوض کردن بکار بره و بشه پایه بی وفایی , اینکه چند نفر ما رو بخوان مهم نیست , مهم این که ما یک نفرو بخوایم و بهش وفاردار بمونیم , دیده شدن و طرفدار داشتن بد نیست خیلیم خوبه اما به چه قیمتی ! همه جای دنیا از اینترنت استفاده میکنن زیادم استفاده میکنن اما جبنه استفادمونو ببریم بالا , از این لایکا و فالورا آبی واسه کسی گرم نمیشه فقط خیلی چیزا رو از یه عده گرفته و میگیره , چون سرم اومده دارم میگم ! خدا رو شکر هر چی تو زندگی گیرمون نیومد کات کردن و خیانت و بی وفاییو دروغ و این چیزا رو زیاد دیدیمو تجربه کردیم شاید خیلی بیشتر از کسایی که فک میکنن آخرشن باید بگم نه , سروش اون آخر جاده وایساده داره نگاتون میکنه , از من داغونترم داریم مگه !

◀◀◀ اگه صحبتام یکمی یه جوری بود بذاریدش به حساب شوخی , شما همتون خوبید فقط این خوبیا رو ازتون گرفتن و هیولا شدین ! 

◀◀◀ یه آهنگ مرتبط با موضوع هم براتون میذارم دانلودش کنید ! ارزششو داره حداقل یه اعتماد به نفس کاذبی به همه شما شکست خورده ها و غمزده های عشق میده ! 

◀◀◀ ماه رمضون دومین روزشم تموم شد , به همه اونایی که روزه میگیرن تبریک میگم ایشالله که خدا توان روزه داری رو بهشون بده 

◀◀◀ دانلود آهنگی که گفتم

اغفال شدم

یکی از تیترهای همیشه جنجالی رسانه ها در مورد اغفال خانوم ها و دختران که همیشه مخاطب اینجور خبرها خیلی زیادن , دلیل رغبت به خوندن این جور خبرها رو نمیدونم اما متاسفانه روند رو به رشد این قبیل حوادث باعث تاسف , باورش برای من سخت که دخترای این دوره زمونه فریب کسی رو بخورن و به قول خودشون اغفال بشن , معمولا تو پشت این جور اتفاق ها یه سری منافع زیر پوستی قایم شدن که کسی بهشون توجه نمیکنه و نظرات به نتیجه این اتفاق ها که عموما تجاوز و خشونت جنسی جلب میشن , به من پیشنهاد ازدواج داد و با او به باغ متروک رفتم !!! به من پیشنهاد ازدواج داد و با او به خارج از شهر رفتم ! به من پیشنهاد ازدواج داد و با او به خانه دوستش رفتم ! بهش پیشنهاد ازدواج داده و با او به خیلی جاها رفته که نباید میرفته , شاید بیشترین توجیهی که خانوم ها برای به قول خودشون اغفال شدنشون میارن همین پیشنهاد ازدواج باشه , برای من خیلی قابل هضم نیست برای شما چطور ؟

اصلا گیریم طرف به شما پیشنهاد ازدواج داده باشه شما باید بعد از چند روز پاشی با طرف بری باغ !؟ کدومتون بعد از چند روز آشنایی حاضرید به کسی هزار تومن پول قرض بدید حالا چطور میشه تو این مدت کوتاه خودتو میسپاری به شخصی که شناخت چندانی ازش نداری , خیلی سوالات تو ذهن آدم مطرح میشه که جواباشون خیلیم سخت نیست منتها مردم عام معمولا نتیجه حوادثو دنبال میکنن اما کسی نمیگه چرا ! مادر و پدر گرامی چرا به فرزندت یاد ندادی که به قول خودش اغفال نشه , مدرسه و سیستم آموزشی و شاید خیلی از رسانه ها همه به نحوی این چیزا رو به ما یاد میدن (البته اغفال شدن از من گذشته دیگه) ولی حتما یه جای کار میلنگه که بازم شاهد این اتفاقات تلخ هستیم , مهمترینش شاید همین که موضوعات به خوبی برای افرادی با سن و سال کم توضیح داده نمیشن , معمولا آموزش این قبیل چیزها به نوجوانان با زور و تهدید میخواد انجام بشه , از خط و نشون کشیدن بابای خانواده بگیر تا داد و بیداد داداش بزرگ , کتک کاری و موبایلتو بده به من , دیگه نمیذارم بری مدرسه ! پاتو قلم میکنم اگه از خونه بذاریش بیرون , از امروز دیگه هیچ جا نمیری , بابا کله صب با دختر میره مدرسه و سرظهرم مامان و بابا با هم میرن برش میگردونن , از کلاس های کمک آموزشی و این چیزا هم دیگه خبری نیست چون دختر ممکن جیم بزنه و بره سر قرار !

حالا میخوام بگم که لزوما اغفال شدن اینی نیست که مثلا به شخص تجاوز بشه اونم در قبال پیشنهاد ازدواج , اغفال شدن همین مکانیزم غلطی که جا افتاده , اگه ده تا پرونده اغفال و در نتیجه اون تجاوز داریم شاید صدهها مورد هست که اتفاق میوفته و افراد بدلیل حفظ آبرو و این جور چیزا اصلا وارد فاز شکایت و پیگیری قانونی نمیشن , پس دختر خانومی چهارده پانزده ساله ایی که الان از بابات متنفری که چون موبایلتو ازت گرفته و به تیپ و قیافت گیر میده برای این هنوز مغزت به اون درجه تکامل نرسیده پس بقال سرکوچه نشه محرم رازتو پدر و دادشت بشن دشمنت ! فروشنده لباس و بوتیکی شدن دوست و رفیق فابریک خانوم اما بردارشو میبینه چهارتا فحشم بهش میده ! این در مورد افراد متاهلم صدق میکنه متاسفانه خیلی ها جای چیزای اصلی و فرعی رو با هم قاطی کردن , معمولا اگه خانواده افراد مورد اغفال ! بررسی شه میبینیم که بنیان خانواده کلا ویران بوده و طرف برای فرار از این وضعیت به دام اشخاصی میوفته که نباید بیوفته !

پس مامان بابایی که صب تا شب دنبال سیر کردن شکم بچت هستی خیلی مردین دمتون گرم اما اینم بدونید که بچتون به مهر و محبت و رفتار درست شما بیشتر نیاز داره , دختر خانومی که تو بیست سالگی از ترس کمبود شوهر و ترشیده شدن میری با این و اون قرار میذاری که شاید یکی پیدا شه بگیرتت باید پی اغفال شدنم به تنت بمالی ! معلم پرورشی عزیز به جای اینکه یه توپ به بچه ها بدی که برن دنبالش بدون یا کلا کلاسو تعطیل کنی و بچه ها رو بفرستی برن خونه سعی کن یکم ذهن بچه ها رو باز کنی (زمان ما که کلاس های پرورشی اینطوری بود الانو نمیدونم) البته معلم ها واقعا دلسوزن , اینو به جرات میگم یک صدم دلسوزی معلم ها رو اساتید دانشگاه ها ندارن , موافقید ؟ 

حالا که به آخر بحث رسیدم بازم باورم نمیشه که دخترای این دوره زمونه اغفال بشن واقعا تو کتم نمیره دست خودم نیست ! دختران عزیز وقتی تو رسیدن به منافعشون ناکام میشن میگن ما اغفال شدیم (به نظرمن) البته از گرگ بودن بعضی آقاپسرا هم نمیشه غافل شد پسر شانزده ساله اومده با عکس یا فیلم طرف ازش اخاذی کنه  :-S

خلاصه اینکه خودتونو از بند اینترنت و غرق شدن توش بیرون بکشید و به جای اینکه وقتتونو صرف چت کردن و دیدن عکسای این پسر و اون دختر و پیج این و اون کنید برید بشینید پیش مامان و بابا و حالش ببرید , یکم با موبایل و افراطی استفاده کردن ازش فاصله بگیریم خیلی از این چیزا اتفاق نمیوفتن ! هر چیزی جای خودش قشنگ !

◀◀◀ به نظرتون مایی که از سن کم دوست پسر و دوست دختر داشتیم و داریم و تا موقعی که به سن ازدواج میرسیم صد مدل آدم عوض کردیم واقعا میتونیم همسر خوبی در آینده باشیم و به یک نفر بسنده کنیم !؟

◀◀◀ خیلی خوشحالم که بعد از یکسال و خورده ایی اومدم و یک مطلب نوشتم ! 

◀◀◀ لطفا تو نظرسنجی سایت شرکت کنید اون پایین سمت راست !

تو این زمونه هفت خط کسی بتونه یک نفرو اغفال کنه باید خیلی هفت خط باشه , به این نکته فک نکرده بودم ! 

یه آهنگ به زبان انگلیسی و یه جورایی مرتبط با موضوع براتون میذارم , دانلودش کنید چون شنیدنش خالی از لطف نیست , اسمش یک دروغ شیرین !

دانلود موزیک

دور افتاده

هر چه قد وسایل ارتباطی بیشتر و بیشتر میشن ظاهرا تنهایی ما هم به موازاتش بیشتر و بیشتر میشه , در نهایت هم میرسیم به افسردگی و مشکلات ناشی از همین تنهایی , برای نجات خودت از این تنهایی کشنده واقعا باید چیکار کنی ؟ اصلا کاری میشه کرد ؟ 

به اطرافت نگاه میکنی اما واقعا چیزی رو نمیبینی که بخواد تو رو از تنهاییت نجات بده , این دو هفته ایی که گذشت خیلی برام سخت و عذاب آور بود یعنی کاملا داشتم دیوونه میشدم البته دلیلش فقط تنهایی نبود اما شاید اگه تنها نبودم تحمل این روزای خیلی سخت برام آسونتر میشد , دو هفته ایی که کابوس بود ظاهرا تموم شد اما مشکلات و درگیریهای فکریش برای من به این زودی تموم نمیشن , همیشه همین طور بوده که این قد مشغولیت ذهنی پیدا میکنم که به آستانه از هم پاشیدگی میرسم ! نمیدونم چی زندگی رو برام سخت کرده خودم یا اطرافیانم , فکرم و درگیری های ذهنیم یا رفتارها و هنجارشکنی هایی که میبینم , واقعا میشه نسبت به خیلی از چیزها بی تفاوت بود ؟ میشه خودتو بزنی به بیخیالی ؟ میتونی ذهنتو و سیر آزار دهندشو به مسیری برگردونی که بهت آرامش بده ؟

حس تنهایی و دور افتادگی کاملا بهم غلبه کرده یه جورایی اسیرش شدم , اون چیزی که داره داغونم میکنه فقط ذهنم که میخواد ذره ذره وجودمو نابود کنه انگار تا به هدفش نرسه دست از سرم برنمیداره , همیشه با هم درگیر بودیم گاهی به سختی شکستش میدم اما با کوچیکترین تلنگر دوباره میاد سراغمو به اسارتم میکشه , خدا میدونه این بار چه مدت با هم درگیریم اما واقعا دیگه تحملشو ندارم , قرار نیست با هم به تفاهم برسیم , کسیم نیست که منو از دستش نجات بده اما این یکی دو روز یکم بهتر شدم شاید میخواد بره و بیخیالم بشه اما…

حرف برای گفتن خیلی زیاد اما فعلا بیخیال نوشتن میشم , یک آهنگ براتون میذارم اگه دوست داشتید دانلودش کنید البته باید به درجه ایی رسیده باشید که توان درکشو داشته باشید چون خیلیها این سبک از موسیقی رو مسخره میکنند ! فعلا تنها چیزی که آرومم میکنه این جور آهنگاست چون درد مشترکی داریم و همو میفهمیم …

◀◀◀ خدا رو شکر که جواب اون آزمایش ها منفی بود …

◀◀◀ شعر آهنگ به زبان اسپانیایی البته متنشو میتونید پیدا کنید و ترجمه کنید …

◀◀◀ دانلود

دعا برای سلامتی تو

نمیدونم چطوری شروع کنم اصلا نمیدونم چی بنویسم , اوضاع خوب و مساعدی ندارم , همه وجودم پر از ناراحتی و نگرانیه , فقط براش دعا کنید که نتیجه آزمایشات و عکسبرداریش منفی باشه …

شنبه جوابشون میاد , خواهش میکنم که براش دعا کنید  (L)

شیرین ترین و تلخ ترین

ســـلام

بعد از چند ماه غیبت بالاخره اومدم !  :-D سال نود و سه هم داره تموم میشه و خیلی زودتر از چیزی که فکرشو میکردم به آخرش رسید البته باید اعتراف کنم که یکی از شیرین ترین اتفاق های زندگیم همین دو روز پیش افتاد و خیلی خیلی خوشحالم کرد حالا اینکه این اتفاق چی بوده بعدا در موردش صحبت میکنم , میتونم بگم سال نود و سه کلا سال خوبی بود و ازش راضی بودم به امید اینکه سال نود و چهار برای همه سال خوب و متفاوتی باشه و پر از خاطرات و اتفاقات شیرین …

در آخرین روز سال نود و سه ازتون میخوام شیرین ترین و تلخ ترین تجربه خودتون تو این سال رو بنویسید , امیدوارم که خاطرات و اتفاقات بد جاشونو به اتفاقات خوب و شیرین در سال نود و چهار بدن  (L) (F)

آخرین روز آبان

یادم افتاد امروز آخرین روز آبان و هنوز چیزی ننوشتم , یه زمانی خیلی شوق نوشتن داشتم اما بعد از اتفاقی که چند سال پیش افتاد فهمیدم که نمیشه در مورد هر موضوعی بنویسی و طرز فکرتو در مورد هر مسله ایی بیان کنی با این حال هنوزم خیلی دلم میخواد نوشته هام جنجالی باشه اما فعلا به همین نوشته های پوچ و بیخودی دلخوش میکنیم تا ببینیم بعدا چی میشه ! خودمم از گفتن حرفای تکراری و یکنواخت خسته شدم  :-D

روزای بدی نیست و میگذره یعنی حس خوبی دارم از فردا یه چند تا تصمیم دارم که میخوام اجراییشون کنم و خیلی مصمم هستم که انجامشون بدم البته خیلی چیزای خاصی نیستن اما برای من مهمن ! فعلا همه چیز خوب پیش میره البته اگه اطرافیان بذارن و تنش و اعصاب خوردی درست نکنن همه چی بهترم میشه . فعلا خدا رو شکر همه چی خووبه , امیدوارم برای همه زندگی بهتر و بهتر بشه و هر کی به چیزایی که میخواد برسه  (L)

بهترین فیلمی که دیدید

سلام 

تا چند سال پیش خیلی به فیلم دیدن اهمیت نمیدادم یعنی الانشم خیلی اهل تماشای فیلم نیستم اما نسبت به قبلا علاقم بیشتر شده و گاهی اگه بشه حتما فیلم های مختلفو نگاه میکنم . برای اینکه بیشتر با سلیقه های مختلف آشنا بشم اگه مایل بودید اسم چند تا از فیلمهای مورد علاقتونو برام بذارید که اگه تونستم نگاشون کنم , مـــــرســــی  (F)

روزهای سخت

چه قد نوشتن از چیزای تکراری و یکنواخت سخت , مطالب این پنج سال وبلاگمو که نگاه میکنم همشون یه مضمون و نتیجه دارن . افسردگی , ناامیدی , بی انگیزه بودن و چیزایی از این دست ! که هنوزم نتونستم بهشون غلبه کنم و دارم با خودم میارمشون , انگار به یه جزء جدا نشدنی تبدیل شدن و همیشه باید با خودم یدک بکشمشون . به بقیه و زندگیاشون که نگاه میکنم , فقط به یک نتیجه میرسم ! تفاوتی که بین و کسایی که شاید تو زندگیشون موفقن و از خودشون راضین فقط تو یک چیز خلاصه میشه . البته این یک چیز شاید بهونه ایی باشه برای نجات دادن خودم از کارایی که باید میکردم و نکردم , در نهایت خودمم که مقصرم و این وضعیت رو برای خودم به وجود آوردم . اصلا از خودم راضی نیستم , این رضایتم هیچ وقت به دست نمیاد , فعلا که این طوری بوده ! احتمالا تا وقتیم که زنده هستم باید در حسرت روزهای از دست رفته باشم و روزهایی که میگذرنو قربانی گذشته کنم . گذشته ایی که گذشت اما هنوز اثراتش از بین نرفته , انگار ذهنم مریض شده و قرار نیست از این بیماری مهلک و آزار دهنده خلاص شه . اینکه میگن اگه سخت بگیری , سخت میگذره واقعا چیز درستیه ! شاید اگه ساده می گرفتم الان از خودم رضایت داشتم اما سختگیری بیخودی باعث شد که همه چیز عوض بشه .

همین الان که دارم این مطلبو می نویسم یه سوتی اساسی دادم ! اعصابمو بهم ریخت  ;-(

حس نوشتن از بین رفت !  :-(

صفحه 1 از 1712345...10...صفحات قبلی »