تور کردن

چند وقت پیش یه پست با عنوان زرنگ نوشتم , برای این مطلب یه برچسب به اسم ” تور کردن ” هم انتخاب کردم که بی ارتباط به موضوع نبود .

چند روز پیش داشتم آمار ورودی های هفت دقیقه رو نگاه می کردم که عناوینی مثل :

تور کردن پسر , دختر تور کردن , پسر تور کردن , تور کردن و امثال این خیلی خود نمایی می کرد .

من نمیدونم هدف اینا از پهن کردن تور برای پسر یا دختر مردم چیه , اما بعید میدونم نیت خیرخواهانه ایی پشت این قبیل اعمال باشه .

بد نیست اول به سلایق و علایق پسران و دختران ایران زمین تو انتخاباشون یه نگاهی بندازیم.

پسرها از چه دخترهایی خوششون میاد ؟

جلف , قرتی , صورتشون شبیه تابلو نقاشی باشه ! , حسابی با ناز و ادا حرف بزنن , لباس های رنگارنگ تنشون کنن ! و بقیه رو خودتون بهتر میدونید .

دخترها از چه پسرهایی خوششون میاد ؟

پول داشته باشه , یه ماشین خوب داشته باشه , ظاهرش خیلی جلف باشه و بعضا شبیه دخترها باشه ! و غیره .

البته شاید اینو نمیدونن پسرهایی که ظاهرشون شبیه دخترهاست احتمالا اختلالات هورمونی و جنسیتی هم دارن !

حالا بگذریم , این چیزایی که گفتم نهایت آمال و آرزوی پسرها و دخترهای کشور ماست , حداقل اونایی که من باهاشون برخورد داشتم .

معمولا تورها رو برای اشخاصی با ویژگی هایی که گفتم پهن می کنند , هدف پسرها از تور پهن کردن کاملا مشخص و حرفی ازش نمیزنم .

اما نمیدونم دخترها در به در تور کردن پسرن برای چی ؟ شوهر پیدا کنن !؟ پسر رو تیغ بزنن ؟ عقده هاشون خالی بشه ؟ واقعا نمیدونم .

ما که این جاده رو آسفالت کردیم و تا آخرش رفتیم به چیزی نرسیدیم , اونم نه با تور پهن کردن , با تمام احساسی که یه آدم می تونه داشته باشه , حالا نمیدونم اینا دنبال چی هستن. اما آخر این راهی که می خواین برین چیزی جز تباهی نیست .

هر کسی می تونه سر و وضع جلفی داشته باشه و یا موهاشو فلان مدل بزنه , یا خیلی تو چشم بیاد ! واقعا کاری نداره . اما نمیدونم چرا اکثریت مردم ما درون زیبا رو دارن به ظاهر جلف می فروشن ! یا دنبال این هستن که طرفشون خیلی مایه دار باشه ! یکی نیست بگه احمق اون پسری که خیلی مایه داره خیلی راحتم تو رو میندازه سطل آشغال و میره با یکی دیگه , چون آدمای پول پرستی مثه تو زیاد پیدا میشن و اون تنها نمی مونه .

چه قد دخترهایی رو دیدم که بخاطر موقعیت پسر باهاش دوست شدن و الان فقط شدن یه دوشیزه خانوم ! و به چیزی هم نرسیدن .

اگه دنبال شکار دختر و پسر مردم هستید , حداقل کسایی رو پیدا کنید که مثل خودتون لاابالی باشن . دل آدمای ساده رو نشکنید تا به هوس بازی خودتون برسید .

خود منم تو این روابط اشتباه داشتم اما نه با قصد و برنامه قبلی , خیلی هم پشیمونم و یه بار سنگین رو تو وجودم احساس می کنم , وای به حال اونایی که این قد ساده با دل این و اون بازی می کنن ;-(

پ . ن : حرفام یکم پراکنده شدن و اون چیزی که می خواستم نشد !

همین طوری

موضوع خاصی تو ذهنم نبود اما دلم می خواست همین طوری یه مطلب بنویسم .

از چی بنویسم ؟ نمیدونم !

از بس تو خونه موندم , تقریبا فسیل شدم , البته اشکالیم نداره بهر حال فسیل ارزش زیادی داره .

بیرون هم که میری جایی برای تفریح و سرگرمی وجود نداره , تو خونه بودن این مزیت رو داره که هوا رو هم آلوده نمی کنیم .

یکی از دلایلی که هوا این قد آلوده میشه این خیلی از مردم تفریحشون دور دور !

بابا مگه بیکارید آخه , میرید خیابون متر می کنید . تفریح و سرگرمی ندارید بشینید تو خونه یه جوری خودتونو سرگرم کنید .

شب شعر بذارید , گل یا پوچ بازی کنید , همو نگاه کنید , از در و دیوار ایراد بگیرید , غر بزنید , بهونه بگیرید و غیره .

قدردانی

از اونجایی که خودم اطلاعات زیادی در مورد سیستم وردپرس و کار با سی پنل هاستم ندارم, این مدت و خصوصا چند روز اخیر یکی از دوستان خوبم رو تو زحمت انداختم و قصد دارم تو این پست از ایشون تشکر کنم .

این شخص کسی نیست جز محسن غیاثی عزیز که با محبتاشون خیلی منو شرمنده کردن , مطالبشون که همیشه دلنشین هست اما امروز که باهاشون صحبت کردم , فهمیدم صداشون هم خیلی گرم و دلنشین  :-)

من تقریبا سه ماه مخاطب همیشگی سایت ایشون هستم , پیشنهاد می کنم شما هم دیدن کنید حتما خوشتون میاد .

تازه وارد

امیدوارم بتونم الطاف ایشون رو جبران کنم (F)

موزیک

نمیدونم شما تا چه حد به موسیقی علاقه دارید , اما من بدون موزیک واقعا نمی تونم زندگی کنم .

شاید روزی ده ساعت آهنگ گوش میدم , یه نیاز روحی انکار ناپذیر …

بعضی از آلبوم ها رو ده سال گوش میدم , اما ازشون سیر نمیشم و یه جورایی یادآور خاطرات کودکیم . اون روزها که دیگه بر نمی گردن اما با این صداها اون روزها برام زنده میشن که خیلی لذت بخش .

البته هیچ وقت آلبوم های فارسی رو گوش ندادم و نمیدم , شاید یه چند تایی آهنگ به دلم نشستن , اما نمیدونم چرا موسیقی ما با غم و غصه خیلی سر و کار داره . یه مدت خیلی دپرس شده بودم , متوجه شدم که نتیجه گوش دادن به آهنگ های فارسی ! ( تضاد کامل بین جملات این پاراگراف وجود داره ! منظورم این که خیلی کم گوش دادم )

تو این چند سال که وبلاگ می خونم ,  تو بعضی صفحات آهنگایی پخش میشد که واقعا دوس داشتم همون لحظه بشینم گریه کنم , خصوصا آهنگ های … ! نمیدونم این آه و ناله ها چیه گوش میدن , باور کنید جز دپرس شدن چیزی نداره .

یه مدتم که همه رپر و رپ باز شده بودن , که الان تقریبا به دلقک بازی تبدیل شده ! جالبه همینا بازم طرفدار دارن .

اما موسیقی سنتی خودمونو خیلی دوس دارم و واقعا لذت میبرم , هم صداها معمولا قشنگن و هم متن ترانه ها …

البته علایق خیلی متفاوتن و همشون هم قابل احترامن , من فقط نظر شخصی خودمو گفتم و حرف منم دلیلی بر این نیست که اون چیزی که من میگم خوبه و درسته . اینو گفتم که شاید بعضی از دوستان ناراحت بشن , تقریبا یکی دو سال پیش بود یه مطلب در مورد رپ تو ایران نوشتم , جز فحش خوردن چیزی نصیبم نشد .

معرفی : خیلی فکر کردم عکس کی رو برای این پست انتخاب کنم و آیا اصلا تصویری بذارم یا نه !

در نهایت عکس Jacoby Shaddix رو انتخاب کردم که خواننده گروه Papa Roach , این اواخر یکم جلف شده اما صداشو دوس دارم , به نظرم تمام کاراش قشنگ و قابل شنیدن هستن .

سبکشون عموما Hard Rock , Nu Metal که معمولا همه اقشار این سبکو می پسندن .

تا این لحظه هفت تا آلبوم رسمی منتشر کردن که پنج تاشو می تونید از لینک زیر دانلود کنید , پشیمون نمیشید . ;-)

Papa Roach Albums

قطع شدن سایت

تصمیم داشتم در مورد موضوع دیگه ایی بنویسم اما از بس هفت دقیقه قطع بود و بهش دسترسی نداشتم , تصمیم گرفتم یکم از وضع موجود گله کنم !

از روزی که این سایت نصب شده روزی نبوده که قطع نشه , اعصاب برام نذاشته ! امروز حدودا سه ساعت بهش دسترسی نداشتم .

کسی هم جواب درست درمونی به ما نداد که ببینم مشکلش از کجاست , اما به احتمال خیلی زیاد ایراد باید از هاستی باشه که هفت دقیقه روش نصب شده …

از اونجایی که هفت دقیقه یه جورایی هدیه یکی از عزیزانم هست دلم نمیاد سرورشو عوض کنم و ترجیح میدم تا پایان یکسال از هاستش استفاده کنم .

همون وبلاگ رو که داشتم خیلی بهتر بود نه هزینه و نه مشکلی داشت , اما اینجا هم هزینه می کنی و هم مشکل داری ! البته قاعدتا نباید این طوری باشه , ظاهرا من شانس نداشتم .

به هر صورت اگه دیدید که سایت بالا نمیاد و یا سفید می مونه بدونید که مشکل از هاستش ! حالا ممکن یک دقیقه قطع باشه و یا ممکن مثل امروز سه ساعتی بهش دسترسی نباشه .

دنبال این هستم که مشکلش بر طرف شه , امیدوارم این اتفاق بیافته . ;-(

دلم گرفته

خیلی خوب بودی و من قدر تو رو ندونستم , می خواستم اما نمیشد .

کاش میدونستی تو دلم چی می گذره اما بهت حق میدم که نتونی درکم کنی .

صدای گریه هات هنوز تو گوشم , کاش میشد کنارت بمونم اما نمی تونستم .

لعنت به من , کاش هیچ وقت به این مرحله نمی رسیدیم .

از خودم خیلی بدم میاد خیلی زیاد … (U)

بر باد رفته

تقریبا شانزده سالم بود که سعی کردم یه تصویر ذهنی از آینده برای خودم مجسم کنم .

تو این تصویر من باید تا بیست و پنج سالگی برای خودم درآمد داشته باشم و همسر آیندمو انتخاب کرده باشم .

شاید انتخاب این دو هدف ساده به نظر بیاد , اما رسیدن بهشون مستلزم شکل گیری خیلی از موضوعات دیگه هم بود .

از اون موقع تقریبا هشت سال می گذره اما می بینم که هیچ اتفاقی نیافتاده !

افکاری که اون زمان داشتم و هدف بودن الان دیگه موضوعیتی برام ندارن , پس نرسیدن بهشون آزارم نمیده ! البته هنوز یک سال وقت دارم اما تو این مدت اتفاق خاصی رخ نمیده .

اما چرا من و امثال من به چیزایی که می خواستیم , نتونستیم برسیم ؟

فقط خودمون مقصریم یا خیلی عوامل دیگه ما رو از رسیدن به آینده ایی که فکر می کردیم باز داشتن .

خانواده نقش خیلی مهمی داره و اکثر کسایی که به جایی میرسن , رشد یافته تو یه خانواده منسجم هستن .

همیشه خودم تصمیم گیرنده بودم و این من بودم که باید راهمو انتخاب می کردم از همون بچگی !

تنها کمکی که از طرف خانواده بهم میشد مسله مالی بود ! وگرنه یادم نیست کسی مسیری رو برام مشخص کرده باشه یا بهم گفته باشه چیکار کنم که به نتیجه بهتری برسم .

خودم تصمیم گیرنده و اجرا کننده بودم و هستم !

شاید به نظر خیلی هم بد نیاد , اما اگه خوب فکر کنید , خواهید دید که این مسله می تونه خیلی اثرات منفی هم داشته باشه , بهر حال هر کسی به یه راهنما و همفکر نیاز داره .

به نظر خودم از این جهت واقعا آسیب دیدم و یکی از دلایل نرسیدن به اون چیزایی که می خواستم رو این موضوع میدونم .

از طرفی ما روند مشخصی رو از نظر اشتغال توی کشور نداریم و بسترهای لازم برای کسب درآمد هنوز فراهم نشده …

با فلانی صحبت می کنم , چیکار کردی , درست تموم شد ؟ آره تموم شد , دارم برای ارشد می خونم !

چرا الان بازار کارشناسی به کارشناسی ارشد این قد داغ ؟ چون اکثریت قریب به اتفاق جوونا بیکارن و تصور می کنن با داشتن مدرکی بالاتر می تونن به درآمدی برسن . از طرفی اگه نخوان ادامه تحصیل بدن باید بشینن تو خونه و به قول نیما ایراد مهندسی بگیرن ! چرا این دیوار این شکلی شده ! چرا رنگ سقف داره میریزه و غیره .

البته این طوریم نمیشه اونی که مدرک بالاتری داره حق داشتن کار و کسب درآمد رو داشته باشه اما اونی که بهر دلیل مدرکی نداره از حق زندگی محروم بشه . باید شرایط طوری باشه که همه افراد یک جامعه با هر سطح فرهنگی و اجتماعی بتونن زندگی کنن نه اینکه چشمشون به جیب مامان و بابا باشه .

با این حساب همیشه شاکر باشیم که مادر و پدری داریم که خرجمونو میدن وگرنه شاید الان از گرسنگی استخونامون پوسیده بود .

نتیجه گیری : اهدافی که تا بیست و پنج سالگی قرار بود محقق بشن به پنج سال بعدش یعنی سی سالگی حواله داده شدن .

کپی رایت

طبیعتا یکی از حقوق اساسی برای افراد و شرکت های مختلف موضوعی به اسم کپی رایت , که از حقوق اونها در برابر متخلفین دفاع می کنه .

این مسله در تمام ابعاد اقتصادی , فرهنگی , اجتماعی و … نمود پیدا می کنه , اما موضوعی که الان می خوام در موردش صحبت کنم حق کپی رایت توی اینترنت .

حتما شده که دنبال مطلبی خاص گشتید و چندین و چند صفحه رو باز کردید , اما می بینید که اکثر مطالب یکی هستند ! و بالاخره متوجه نمیشید این مطلب رو کی و از کجا نوشته .

یا دنبال یه عکس خاص می گردید و می بینید که آدرس یه سایت یا وبلاگ ایرانی روی اون هک شده , در حالی که به هیچ عنوان اون وبگاه اینترنتی ناشر اون عکس نیست .

یه سایت معروف که اکثر شما هم می شناسیدش , دیدم فلان عکس رو گذاشته و با فونت سایز بیست ! و با رنگ سبز فسفری ! بالا , وسط و پایین تصویر آدرس خودشو درج کرده !!! و خودشو ناشر عکس معرفی می کنه .

پایین صفحه هم نوشته , تنها با اجازه کپی از صاحب سایت اجازه استفاده از این مطلب رو دارید ! یا حق کپی رایت برای این سایت محفوظ است و این قبیل عبارات خنده دار …

انواع و اقسام فایل های ویدویی , صوتی , نوشتاری رو بدون در نظر گرفتن حقوق ناشر توی اینترنت پخش می کنن تا بتونن بازدید کننده ایی کسب کنن و به درآمدی برسن ! از بالا تا پایین صفحه , چپ و راست , کوچیک و بزرگ ! لوگوها و بنرهای تبلیغاتی هم قرار دادن .

وبلاگ نویسی که می کردم و از خاطرات شخصیم می نوشتم , یه روز داشتم دنبال مطلبی می گشتم که چشمم به نوشته جالبی افتاد و صفحه رو باز کردم . جالب اینجا بود که طرف یکی از خاطرات شخصی منو به اسم خودش اونجا گذاشته بود ! حتی یه دوونه ” و ” هم جا به جا نشده بود .

حالا من نفهمیدم کپی کردن خاطره یه نفر چه سود و منفعتی داره !

اگه فردا روزی دیدید کسی اشعار مولانا رو داره به اسم خودش می نویسه خیلی تعجب نکنید ! بهر حال اونها هم دل دارن .

حالا یه سوال پیش میاد , منی که این همه شعار میدم چرا خودم سایت دانلود آهنگ راه اندازی کردم و آلبوم های بیست دلاری رو رایگان برای دانلود میذارم .

اول اینکه ما تمام فایل ها رو با لینک غیر مستقیم قرار میدیم , فایل ها روی سرورهای یک دانلود سنتر بزرگ قرار داره , در صورتی که ناشرین اثر مخالف پخش و انتشار کارشون باشن آثار از روی سرور سایت پذیرنده پاک خواهند شد . اون سایت توانایی و تخصص کافی برای رسیدگی به این امور رو داره و از این نظر مشکلی وجود نخواهد داشت .

از طرف دیگه ما هیچ سود و منفعتی برای خودمون قائل نشدیم و صرفا جهت سرگرمی داریم این سایت رو می چرخونیم .

بعضی از گروه ها و خوانندگان و یا شرکت های ناشر اثر اونها ,توی اینترنت با ارائه درخواست هایی خواهان عدم آپلود کاراشون شدن مثل گروه Evans Blue یا Bryan Adams که خودم به شخص کاراشونو دوس دارم . ما هم آلبومی از چنین افرادی تو سایتمون قرار نخواهیم داد و براشون ارزش قائلیم .

البته اکثر گروه ها و خواننده ها شهرت رو به کسب درآمد ترجیح میدن ! چرا ؟ چون وقتی مشهور شدن اون موقع پول هم باهاش میاد .

پس اگه این گروه ها و خوانندگانی که ما کاراشونو قرار میدیم خیلی معروف شدن , شک نکنید بخشیش رو مدیون کاموس موزیک هستن ;-)

یاد بگیریم به حقوق دیگران احترام بذاریم …

فوتبال

من علاقه ایی به فوتبال ندارم و همیشه از توجه بیش از حد به این ورزش شاکی بودم اما …

چند شب پیش , وقت پیرایشگاه داشتم , حالا چرا این عبارت روبکار بردم  ! در حالی که متدوال شده میگیم آرایشگاه .

پیرایش : زیباسازی از طریق کاستن

آرایش : زیباسازی از طریق افزودن

ویرایش : زیباسازی از طریق افزودن و کاستن

پس مناسب که برای پسرها عبارت مذکور رو بکار ببریم البته این دوره زمونه اکثر پسرها خودشونو ویرایش می کنن !

ساعت هفت وقت داشتم و مثل همیشه به موقع اونجا بودم . جز من شش نفر دیگه هم اونجا بودن و همگی مشغول تماشای مسابقه فوتبال بودن .

از هیجانی که بین اینا بود خیلی تعجب کرده بودم , این قد مجذوب تماشای این مسابقه بودن که انگار چیز دیگه ایی تو این دنیا براشون اهمیت نداره .

هر لحظه احتمال داشت آرایشگر از شدت هیجان قیچی رو بکنه تو جونم !

از اون طرف یه پدر برای خودش و دو تا از پسراش وقت گرفته بود , هر چی به یکی از پسرها زنگ میزد جواب نمیداد !

پدر می گفت این داره فوتبال می بینه و الان جواب نمیده . نکته جالب این بود که تا مسابقه تموم شد خودش به پدر زنگ زد …

از این ورم یه مرد شصت هفت ساله داشت برای یه پسر شاید بیست ساله کوری می خوند و بر عکس !

گاهیم مغازه دارهای همسایه میومدن تا ببینن الان وضعیت مسابقه به چه صورتی و کدوم تیم گل زده !

بهر حال جو عجیبی اونجا حاکم بود و برای من خیلی تازگی داشت .

اما یه سوال برای من پیش امد و اون این بود که فوتبال یا هر ورزش دیگه ایی دارای ارزش ذاتی هستن یا اینکه توجه بیش از حد ما به این قبیل مسابقات , به این ورزش ها ارزش میدن.

طبیعتا هیچ ورزشی ارزش ذاتی نداره , به عنوان مثال درکشور آمریکا بسکتبال , راگبی , گلف , بیس بال یا هاکی طرفدار دارن و اصلا به فوتبال توجهی ندارن .

مثلا من نوعی که علاقه ایی به تماشای فوتبال ندارم باید چیکار کنم !؟ آیا باید ورزش های دیگه رو قربانی فوتبال کنیم ؟ در حالی که توجه بیش از حد رسانه هاست که به این ورزش ارزش داده …

دلتنگی

این روزها دلم برای خیلی چیزها تنگ , شاید بیشتر از همه دلم برای خودم تنگ شده …

تو این چند سال اخیر خیلی تغییر کردم , تغییراتی که همشون برام لازم بودن و باید سال ها پیش رخ میدادن .

اما خوب که فکر می کنم , می بینم اون آدم قبلی رو بیشتر دوست دارم .

صبور بود , آروم بود , خیلی خجالتی بود , احساسی بود و خیلی از صفات دیگه که دلم براشون تنگ شده .

این ویژیگی ها هنوز درونم وجود دارن اما هدفمند شدن , این موضوع خیلی خوبه اما دوسش ندارم .

در واقع تونستم تو یه زمینه هایی روی خودم کنترل پیدا کنم , شاید به نظرتون خنده دار بیاد اما ترجیح می دادم این طوری نباشم .

یه حس بچه بودن درونم وجود داشت که الان کمرنگ شده , دلم برای این احساس تنگ شده…

بهر حال گذر زمان همه انسان ها رو دچار تغییر و تحول می کنه و کاریش هم نمیشه کرد .

اما کسی می تونه موفق باشه که تو سنین مناسب , تغییراتی متناسب با اون دوره از زندگیش براش رخ بده .

اگه این تغییرات زودتر یا دیرتر اتفاق بیافتن طبیعتا مشکلاتی رو برای فرد ایجاد می کنن .

البته خیلی عوامل تو این موضوع دخیل هستن , از صفات ژنتیکی گرفته تا عوامل اکتسابی , که همگی زمینه ساز شکل گیری یک شخص کامل هستن .

به نظرتون شما جزء کدوم دسته هستید ؟

صفحه 8 از 9« صفحات بعدی...56789